|
______________________________________________________________
2008-07-25
به کدامین راه ...
م.ساقی
به کدامین چهره خیره شوم
به کدامین راه سر سپرم
این آیه های بی تبسم خونخوار
دستان زرتشتی مرا سوزاندند
و شمشیر برهنه و گستاخ سواران
آرزوهای جوان مرا جویدند
رّد سم اسبانشان
از پشت شیشه های تاریخ
تا نهایت شب پیداست
پدران و مادرانم
زانوان نیمه جانشان را
در وزش بادها رها کردند
و شهرهای سوخته و ویران
در خون و خاکستر
خدای را گریستند
هنوز استخوانهای وجودم
از درد،
حسرت و خشم می نالند
و بغض خواهران غارت شده ام،
اشکم را رها نمی کند
به کدامین راه خیره شوم
به کدامین چهره سر سپرم.
25.07.2008