|
______________________________________________________________
2009-06-10
تردید مکن فردا را
م.ساقی
تردید مکن فردا را
زمین بهاران خواهد شد دیگر بار
دانه ها را بارور خواهد کرد بر دشت و دامنه ی کوهسار
و شهرها و روستاها را گرد و غبار خواهد زدود نم نم باران
دوباره بال خواهد گشود مهتاب بر فراز تاریکی
و طلوع خواهد کرد یاس و نیلوفر بر شانه ی دیوار
تردید مکن فردا را
جنوب نیشکرستان خواهد شد بخت کارگران را
و سیراب خواهد کرد برنج را تدبیر در شمال
جدایی آخر خواهد شد با بوسه های آتشین
و تنهایی سر به بیابان خواهد گذاشت سرگردان
دو باره درخت را شلوغ خواهد کرد گنجشک
و حوض شاد خواهد شد با ماهی قرمز
دوباره زیر پنجره جوانه خواهد زد زندگی
و به سامان خواهد رسید انتظار
دوباره سبز و تابستان خواهد شد خاک
گل خواهد داد باغ بیشمار
و بر شاخه های مو، انگور خواهد وزید بی تردید
دوباره هموار خواهد شد تبعدیان را بازگشت
و سلام خواهد کرد مردمان را مهربانی
دوباره رسم خواهد شد"چوب الک" و "کُوُشَک" و هفت سنگ
و "کاشتنی" و "دیواری"...، رنگین خواهد کرد روزهای عید را *
دوباره به خانه نان خواهد برد دستان بابا عطرآگین
و مادر درشت خواهد خندید خشنودی را
دوباره کودکان کودکی خواهند کرد
و جوانان پهلوانی خواهند آموخت در کوچه و بازار
دو باره دوستی ها گرم خواهد کرد کرسی شب چره را
و نان و پنیر تازه، چای شیرین را خوشمزه خواهد کرد بر دهان
دوباره در بازار ارزانی رونق خواهد گرفت
و اسپند و ادویه ی هندی، خوش آمد خواهد گفت مسافران دوردست را
دو باره جیبها پر از خرسندی خواهد شد
و گریبان ها سرشار خواهد گشت از ایمان
دوباره عطر نان محلی روستا را شرح خواهد داد
و مردان را به درو دعوت خواهد کرد گندمزار
دوباره الاغها و گاوها و گوسفندان چند برابر خواهند کرد دوست داشتنی دهکده را
و آبیاری خواهد کرد نخودزار و جوزار را مرد روستایی
دوباره سیب زمینی و چغندر و کشمش و آرد، آباد خواهد کرد انبارها و کندوها را
و معطر خواهد کرد حیاط را بوی شیر و ترخینه و سرشیر تازه
دوباره شیرین خواهد شد سفره از عطر شیره ی انگور
و صفا خواهد بخشید خانه را قیل و قال کودکان
دوباره ترخنه دوغ و بزباش و کله جوش برپا خواهند شد
و شبهای جمعه، خیرات نقل و حلوا و خرما ادامه خواهد داشت
دوباره مادران آبگوشت خواهند آموخت
و نان کسمه ایی و فتیر و کلوچه ...، به سفره باز خواهد گشت
دوباره به صحرا خواهد برد گوسفند را سپیده دم و چوپان
و معنا خواهد کرد آسمان را دود آتش ِ شیرجوش
دوباره به آشیانه ی خود باز خواهد گشت مذهب
و دست زندگی را خواهد گرفت کار و تلاش و امیدواری
دوباره سروری خواهد کرد اعتماد بر قلبها
و به پیش خواهد رفت اندیشه تا آنسوی احساس
تردید مکن فردا را
فردا زبان رسمی ادبیات خواهد بود "شاهنامه"
و زرتشت، تکثیر خواهد شد در گیاه و انسان و فلز...
فرخی و عارف و میرزاده و سلطانپور،
و خویی و سیمین و نادرپور ... تفسیر خواهند شد در کلاس درس
و چیمه و یغمایی و آزرم و مانی... طراوت خواهند بخشید شهر و دانشگاه را
اگر چه باقر و ستار تاریخ شدند،
میرزا به شهر بازنگشت،
و مصدق با عصای سالخورده اش راهی انزوا گردید
اگر چه پوینده و مختاری بخاک افتادند،
زالزاده و دوانی و شریف و سیرجانی ویران شدند،
و برازنده و تفضلی و میراعلایی و علیزاده پرپر گردیدند
....
اگر چه فروهر و بختیار .... را کاردها بلعیدند،
و کوروش و کاظم و رحمان و برومند .... را گلوله ها سوختند
تا آخرین ستاره
تردید مکن رهایی را...
08.07.2009
هشتم یونی دوهزار و نه
------------------------------------------------------------
*- نام چند بازی و سرگرمی در برخی از شهرستانها که در اثر زمان کمرنگ گردیده اند. از دیگر بازیهای آن دوران همچنین می توان به " کولی بازی"، "هُل بازی، "شیر یا خط"، "قاپ بازی" و "تیله بازی" اشاره نمود که اوقات فراغت جوانان و نوجوانان را پر می کرد.
ناگفته نماند که ایران بزرگ را، سنت ها و آداب و رسوم .... مختلف در برگرفته است و هر شهر و روستا از تنوع غذایی متفاوت با دیگر شهرها و روستاهای کشور برخوردار است که سخن گفتن از آنها در اینجا میسر نیست.
*- زنده یادان داریوش فروهر، شاهپور بختیار ، کوروش آریامنش، کاظم رجوی، عبدالرحمان قاسملو و عبدالرحمن برومند.